تبلیغات
اینـــــــ... آسمانــــــ... آبیــــــ...

اینـــــــ... آسمانــــــ... آبیــــــ...
دلم نمی گیردـــــــــ...تنگ هم نمی شودــــــــ...من دیگر دلم را به خدا سپرده امــــــــ...
سلام...
اومدم از داغ دلم بگم...
شوهر خاله ام چند روز پیش از سوریه برگشته...
می گفت اون بی دین ها شب ها همه باهم جمع می شن و یک صدا میگن الله اکبر...می گفت انقدر قشنگ قرآن می خونن که خیلی از ما ها نمی تونیم اونطوری قرآن بخونیم...
می گفت یه تیم 40 نفره رفتیم 36 نفره برگشتیم...می گفت یکی از بچه هامون تیر خورد تو قلبش... می گفت مناطق شیعه نشین خیلی خوش حال بودند(نبل و الزهرا)دعوتمون می کردن خونه هاشون...بااینکه چیزی هم نداشتن برای پذیرایی...می گفت یه حال و هوای دیگس...می گفت اونجا قشنگ میشه حق  رو از باطل تشخیص داد...می گفت خیلی بی رحمن...می گفت معلوم نیست چی تو گوش اینا خوندن که اینطوری شدن...می گفت بچه هاشون گریه می کردن...می گفت یکی از دوستام آرزوی شهادت کرد و تیر خورد تو مغزش...می گفت یکی از بچه ها اومد گفت حضرت آقا می گن« آرزوی شهادت نکنین جوونای ما...کارمون هنوز خیلی زیاده»...میدونم شهادت براتون افتخاره...میدونم آرزوتونه...میدونم لیاقتتونه...ازتون میخوام محکم وایستین و تسلیم نشین...یه وقت سست نشین...ازتون میخوام این ادمای پست رو از بین ببرین...شوهر خاله ام قراره بازم بره...دعا کنید...دعا کنید هر چه زودتر پیروز بشن...خدا جونم خودت کمکشون کن....آقا جانم نگاه کن ببین چطوری دارن شیعه هاتو میکشن...آقا جانم قصد آمدن نداری؟


[ شنبه 1 اسفند 1394 ] [ 12:00 ب.ظ ] [ مریم سادات ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

نویسندگان
نظر سنجی
آهنگ وبم چطوره؟؟؟








آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب




دانلود آهنگ جدید